عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
833
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
طهران علاء الدوله حاكم [ طهران ] بعضى ترتيبات براى اهالى طهران قرار داده . ازجمله مىگويد درشكه حق ندارد زن فاحشه را حمل نمايد و جاكشها را مىگيرد و فواحش را نفى بلد مىكند و بايد قصاب و بقال پارچه سفيد روى گوشت و متاع خود بكشند و زنهاى نقابدار در درشكه كرايه ننشينند . الحق مرد غيور و باناموسى « 1 » است . تبريز چندى قبل ، نظام السلطنه پيشكار آذربايجان به تدبير ، جعفر آقاى شكاك را كه در سرحد اروميه و خوى شرارت مىكرد و بر جان و مال شيعه ابقا نمىكرد به تبريز خواست و مىخواست او را به قتل رساند . جعفر آقا هميشه مسلح بود و شش نفر نيز با سلاح مواظب او بودند ، تا يك روز حكم داد او را بكشند . يكباره به او شليك كردند . نوكرهاى او بيرون بودند ، چون صداى تفنگ را شنيدند وارد عمارت شده جعفر آقا را كشته ديدند ، بناى زدوخورد را گذاشتند . پانزده ، شانزده نفر از نوكرهاى نظام السلطنه كشته شد و آن شش نفر به جهنم رفتند و مردم از شر او آسوده شدند . برادر و پدرش به خاك عثمانى رفته پناه بردند و هروقت مجال كنند دستبرد خود را به خاك ايران مىزنند . چون جماعت شكاك سنى هستند ، قتل شيعه را واجب مىدانند . گفتند : چون جعفر آقا را نظام السلطنه به تدابير به تبريز آورد ، به وليعهد كه در طهران بود تلگراف زد . وليعهد جواب داد كه من نمىخواستم كه به پاى خود بيايد . مىخواستم به قوه جبريه او را بگيرى ، حال او را به هلاكت رسان . اين بود كه نظام السلطنه اطاعت كرد . طهران روز پنجشنبه نوزدهم شعبان المعظم 1323 ، شاهزاده اتابيك مستوفىهاى حسابدار را احضار كرد و از ترتيبات و تقلبات آنها بد گفت كه چرا بايد به ارباب حقوق اينطور اذيت بكنيد و تومانى دو ريال بگيريد . شما مواجب از دولت مىگيريد ، براى اينكه ديگر
--> ( 1 ) . در متن : بانوموسى است .